شماره مطلب: 19079
برگزیده استانی سیزدهمین جشنواره علمی وپژوهشی فرهنگیان بسیجی کشور

بررسی نقش آموزش وپرورش در فرهنگ سازی و نهادینه کردن اقتصاد مقاومتی

بروز رسانی آرمان های فرهنگی در صحنه های اجتماعی خواهان به کارگیری الزامات اجرایی از سوی مدیران فرهنگی جامعه است ؛ونقش آموزش وپرورش و جامعه فرهنگی در جهت فضا سازی ذهنی وعینی در جامعه ناگزیر ویقینی است. باید فرهنگ استفاده صحیح ومدیریت منابع ،توسط والدین ومعلمان به دانش آموزان آموزش داده شود تا آنها بتوانند با درایت وعقلانیت ،نیازهای اساسی را شناسایی و در راستای برطرف کردن این نیازها تلاش کنند.
نسخه مناسب چاپ

 

به نام خدا

 

بررسی نقش آموزش و پرورش در فرهنگ سازی و نهادینه کردن اقتصاد مقاومتی

 

مریم اسلامی1، غلام عباس کاظمی2

1. کارشناسی ارشد، زیست شناسی دریا، مدرسه راهیان نور، خرمشهر، استان خوزستان، meslami853@gmail.com

2. کارشناسی ارشد حقوق، اداره ی آموزش و پرورش شهرستان خرمشهر، استان خوزستان، yaran62@yahoo.com

       چکیده      

جریان اقتصاد مقاومتی برای جاری شدن در جامعه نیازمند تحقق بستر‌های فرهنگی مناسب است. در واقع بدون ایجاد و ترویج این بستر‌ها نمی‌توان انتظار داشت این رویکرد در اقشار مختلف مردم که تعیین‌کننده ‌ترین نقش را در اقتصاد دارا هستند نهادینه و به مرحله اجرا درآید. بی‌شک پس از پذیرفتن نگاه فرهنگی به اقتصاد مقاومتی به عنوان یک از پایه‌ های تحقق این مهم در سطوح مختلف جامعه، آموزش و پرورش در جایگاه اصلی‌ترین محمل شکل‌گیری و ترویج خطوط فرهنگی کشور مورد توجه خواهد بود. هدف اساسی مقاله حاضر،  بررسی نقش آموزش و پرورش در فرهنگ سازی و نهادینه کردن اقتصاد مقاومتی می باشد که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر اینترنتی انجام شده است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان به این نتیجه رسید که بروز رسانی آرمان های فرهنگی در صحنه های اجتماعی خواهان  به کارگیری الزامات اجرایی از سوی مدیران فرهنگی جامعه است و نقش آموزش و پرورش و جامعه فرهنگی در جهت فضاسازی ذهنی و عینی در جامعه ناگریز و یقینی است. برای عملی شدن اقتصاد مقاومتی، در فضای عمومی فرهنگ سازی و در فضای درون سازمانی بهره وری، دو رسالت برجسته آموزش و پرورش است. باید فرهنگ استفاده صحیح و مدیریت منابع، توسط والدین و معلمان به دانش آموزان آموزش داده شود تا آن ها بتوانند با درایت و عقلانیت، نیاز های اساسی را شناسایی و در راستای بر طرف کردن این نیاز ها تلاش کنند.

                             

واژگان کلیدی: اقتصاد مقاومتی، آموزش و پرورش، کارآفرینی، توسعه پایدار

 

مقدمه

قرآن کریم شیوه و روش مسلمانانی را که راه عزت، اقتدار و سربلندي خود را در ارتباط عمیق تر با کافران جستجو     می کنند ناصحیح دانسته و تمامی عزت و اقتدار مسلمین را در گرو پیوند با خدا می داند. خداوند متعال در قرآن می فرماید: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (سوره نساء، آیه 139). بدین نحو قرآن کریم کسانی را که عزت را از کفار طلب می کنند مورد سرزنش قرار داده و راه دست یابی به عزت را نه در دوستی با کفار، بلکه در ارتباط با عزیز مطلق که همانا خداوند قادر متعال است می داند. این قاعده، راه هرگونه نفوذ و سلطه کفار بر جوامع اسلامی در حوزه هاي مختلف سیاسی، نظامی، اقتصادي و فرهنگی را مسدود می نماید و عدم وابستگی اقتصادي و جلوگیري از نفوذ فرهنگی را مورد نظر قرار می دهد. بنابراین وظیفه مسلمانان جلوگیري از سلطه بیگانگان بر مقدرات و سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود و تلاش در جهت حفظ استقلال سیاسی و از میان برداشتن زمینه هاي وابستگی است. در اندیشه اقتصاد اسلامی یکی از مهم ترین عوامل تحقق عزت براي مسلمین، استغناء و تأمین بودن نیازهاي اساسی آنان معرفی شده است. بر اساس آموزه هاي اسلامی افراد باید تلاش کنند که بی نیاز از دیگران شوند و دولت اسلامی نیز در جهت تأمین نیازهاي اساسی آن ها اقدام کند. در آموزه هاي اسلامی و در سیره و سخنان ائمه بزرگوار (علیهم السلام (نیز این مطلب دیده می شود (معلمی، 1391). بشر همواره در طول زندگی خود با مشکلاتی مواجه شده است ولی هر بار با استفاده از قدرت تعقل بر همه مشکلات فائق آمده و حرکتی رو به جلو داشته است.  با نگاه به تاریخ می توان متوجه این موضوع شد که همه دانش ها و فنون نسبت به گذشته و ابتداي پیدایش خود دچار تحول شده اند و همگی آن ها به سمت بهتر شدن، پیشرفت و تکامل حرکت کرده اند. دانش اقتصاد نیز از این قائده مستثنی نیست (یزدان پرست1393). اقتصاد مقاومتی مسئله اصلی حال حاضر نظام اسلامی در عرصه ی اقتصاد است.  واژه ی اقتصاد مقاومتی اولین بار در دیدار کارآفرینان با مقام معظم رهبري در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، رهبر معظم انقلاب «اقتصاد مقاومتی» را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل «فشار اقتصادی دشمنان» و «آمادگی کشور برای جهش» را معرفی نمودند. با مروری بر بند‌های 24 گانه سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی از سوی مقام ‌معظم ‌رهبری در 29 بهمن‌ ماه 1392 و بدون در نظر گرفتن بند‌هایی که مستقیماً بخش فرهنگ را به عنوان یک هدف در مسیر تحقق اقتصاد ‌مقاومتی مورد توجه قرار داده‌اند می‌توان حضور یک روح فرهنگی را در تمام این ابلاغیه برای نهادینه شدن اقتصاد مقاومتی در جامعه مشاهده کرد. مقام معظم رهبری در سیاست‌ های ابلاغی اقتصاد مقاومتی به این امر توجه نموده‌اند و در بندهای 20 و 21 این سیاست ها نیز بر «تقویت فرهنگ جهادی» و «تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان ‌سازی آن» تأکید کرده اند (طغیانی، 1394). در برنامه ابلاغی معاون اول رئیس جمهور به دستگاه ‌های اجرایی در 30 فروردین ماه 1395 با هدف مشخص کردن وظایف و تکالیف هر یک از دستگاه‌ ها برای اجرای پروژه‌های اولویت دار برنامه ‌های ملی اقتصاد مقاومتی، هیچ اشاره ای به برنامه های وزارت     خانه های آموزش و پرورش و علوم نشده و بار «گفتمان‌سازی و فرهنگ ‌سازی اقتصاد مقاومتی» صرفاً بر عهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما گذاشته شده است. مهم ترین نقش آموزش و پرورش در تحقق اقتصاد مقاومتی فرهنگ ‌سازی در میان دانش‌آموزان، اولیاء و مربیان است. آموزش و پرورش با ایجاد آمادگی ذهنی و روحی برای کارآفرینی، استفاده از تولیدات داخلی و صرفه‌ جویی در امور مختلف زمینه را برای تحقق اقتصاد مقاومتی در جامعه ایجاد می‌کند.  در واقع تدوین کتب درسی و گنجاندن مفاهیم و مطالب در آن ها بر مبنای اقتصاد مقاومتی زمینه را برای تحقق اهداف آموزش و پرورش در این زمینه فراهم می‌کند. آموزش و پرورش نقش مهمی در فرهنگ سازی برای ترویج و بسط آن چه در نظام جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن هستیم در بین دانش آموزان و خانواده ها دارد. سیاست های این موضوع در کشورمان باید به یک گفتمان عمومی تبدیل شود و آموزش و پرورش رسالت و نقش مهمی در این گفتمان سازی دارد (هاشم پور و همکاران، 1393). هر چند دستگاه‌ های دیگر از جمله صدا و سیما و رسانه ‌ها باید در این زمینه نقش داشته باشند، اما وزارت آموزش و پرورش به دلیل جمعیت کثیری که در مجموعه خود تحت پوشش  دارد، بیشترین نقش را می‌تواند داشته باشد. فرهنگ سازی، مطالبه‌گری و آماده ‌سازی این مجموعه عظیم برای مصرف درست و استفاده از کالای داخل، ظرفیت‌ هایی است که در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد. باید با یک حرکت انقلابی و عظیم جامعه را به سمت استفاده از تولیدات داخل سوق داد تا علاوه بر مصرف صحیح بتوان اقتصاد را مقاوم و شکوفا ساخت. باید با تقویت تولید، با اصلاح توزیع و مصرف صحیح به اقتصاد مقاوم رسید و باید کاری کرد تا بیشتر تولید داخلی مصرف شود هر چند در این خصوص حرکت‌های بسیاری صورت گرفته است اما کافی نیست و وزارت آموزش و پرورش باید در تمامی این مسائل پیشرو باشد (محمد زاده و عبدی، 1395). دانش آموزان باید بتوانند آموخته‌های خود را در زمینه کار استفاده کنند، روش استفاده مطلوب از سرمایه را بدانند و اولویت ‌بندی را مد نظر قرار دهند. ما باید بتوانیم نیروی تربیت کنیم که از نظر خلاقیت و نوآوری سرآمد باشد. یکی از بزرگترین رسالت های آموزش و پرورش در این حوزه توجه به تربیت نسلی است که در آینده بتواند با رویکرد اقتصاد مقاومتی کشور را به سمت پیشرفت سوق دهد (اختری، 1392).

 

بیان مسئله  

اقتصاد ایران همواره با موانع و مشکلاتی روبرو بوده است. اولین مشکلی که اقتصاد کشور ایران و شاید دیگر کشورها را تهدید می کند مسئله تورم است. مشکل دیگر نیز بیکاری جوانان و به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی است.  در این میان همه می دانیم آموزش و پرورش رکن اساسی توسعه است. آموزش افراد نوعی سرمایه گذاری ملی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید بدون شک از رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی بیشتری در آینده برخوردار خواهد شد، سرمایه انسانی که در نتیجه آموزش حاصل می شود از مهم ترین عوامل رشد و توسعه اقتصادی است (سعیدی کیا، 1394). ‎‏ فشارها و ضربه های اقتصادی براي آموزش و پرورش از دو جنبه قابل بحث است، يكي مربوط به فشارهاي خارجي است كه عمدتاً تحريم و جنگ نرم در شرايط فعلي عامل اصلي اين بخش است و جنبه‌ ديگر فشارهاي داخلي است كه به مجموعه عواملي تلقي مي‌شود كه موجب بازدارندگي در اجراي سياست گذاري ‌هاي كلان آموزش و پرورش مي‌گردد. وزارت آموزش و پرورش کشور نیز دارای مشکلات اقتصادی می باشد که حل کردن آن ها می تواند تأثیر بسزایی در پیشرفت جامعه داشته باشد. بنابراین اجرایی کردن اقتصاد مقاومتی در این وزارت باید در اولویت کار قرار گیرد (محمد زاده و عبدی، 1395).

 

ضرورت تحقیق   

پرداختن به موضوع اقتصاد مقاومتی به دلایل مختلف مهم و ضروری است. از یک طرف دشمنان ملت ایران تلاش دارند تا نسبت به در هم ریختگی اقتصاد ایران اقدام کنند و از این ناحیه ضرباتی را به ملت شریف ایران وارد کنند. از سویی دیگر موضوع اقتصاد مقاومتی موضوعی بکر و جدید است و تجربه منتشر شده مکتوبی در مورد آن وجود ندارد و قاعدتاً باید جوانب آن مورد بررسی قرار گیرد. در ابتدا باید توجه کرد تحقق اقتصاد مقاومتی صرفاً با مشارکت مردمی امکان پذیر است و لاغیر. برای بالا بردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کرد. باید فضایی بر کشور و جامعه حاکم گردد که مردم خودشان را مولد در اقتصاد حس کنند و بر آن ببالند (عبدالملکی، 1393). مدرسه مکانی است که بیشترین تأثیر را روی افراد جامعه دارد و به همین نسبت مردم نیز روی آن تأثیر دارند. امروزه آموزش و پرورش بین تمامی جوامع از اهمیت خاصی برخوردار شده است. شاید علت اصلی آن را بتوان در نقشی جست وجو کرد که آموزش و پرورش برای ایجاد و یا حفظ ارزش ها و وحدت ملی ایفا می کند، زیرا آموزش و پرورش از طریق تحولاتی که در رفتار فردی به وجود می آورد، در رشد و پویایی فرهنگ جامعه نیز تأثیر عمیقی بر جای می گذارد و در حقیقت افزایش میزان مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی  که در تحول جامعه نقش اساسی دارد وابسته به سطح آموزش و پرورش آنان است. این وابستگی عمیق ناشی از تأثیر تعلیم و تربیت در ایجاد و درونی ساختن رفتارهای مورد نیاز اجتماعی و اقتصادی و نیز به وجود آوردن نگرش مشترک بین اعضای اجتماع می باشد و از این نظر به عنوان کارساز ترین و واقعی ترین فرایند در دست یابی به تغییرات محسوب می گردد (طغیانی، 1394). پس ایجاد تغییراتی در شیوه مدیریت های اقتصادی آموزش و پرورش می تواند تأثیرات بسزایی در شرایط اقتصادی جامعه ایجاد کند. ارتقاي كارايي، كاهش نابرابري ها و تأمين عدالت آموزشي از جمله مأموريت‌هاي آموزش و پرورش است كه براي آن لازم است سياست‌ ها و برنامه ‌هاي ويژه طراحي و به مرحله اجرا گذاشته شود. به منظور مردمي كردن اقتصاد آموزش و پرورش و ايجاد عدالت آموزشي، نيازمند مشاركت مبتني بر مدرسه محوري هستيم. مسئولیت فرهنگیان در قبال تحقق اقتصاد مقاومتی به دلیل تماس مداوم و مستقیم آنان با دانش آموزان از یک سو و تماس و اثرگذاری غیرمستقیم بر خانواده های دانش آموزان از سوی دیگر بسیار مهم و قابل توجه است. گفتمان سازی، فرهنگ سازی و مطالبه گری از جمله مهم ترین وظایف فرهنگیان در این زمینه است. با توجه وضعیت عینی جامعه و به سبب عدم ارائه برنامه عملیاتی از سوی مدیریت آموزش و پرورش در موضوع اقتصاد مقاومتی چگونه می توان بزرگ ترین مجموعه معنوی و فرهنگی کشور (آموزش و پرورش) را در این موضوع فاقد مسئولیت دانست (محمد زاده و عبدی، 1395).

 

تعریف واژگان

 

4-1 اقتصاد مقاومتی

براي مفهوم اقتصاد مقاومتی، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبه اي به این موضوع نگاه کرده اند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند. ایشان در دیدار با دانشجویان  فرمودند: «اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید      می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد.» اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف کننده قرار می گیرد، منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادي سلطه ایستادگی می کند، سعی در تغییر ساختارهاي اقتصادي موجود و بومی سازي آن بر اساس جهان بینی و اهداف دارد.  به عبارتی اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه هاي فشار و تلاش براي کنترل و بی اثر کردن آن ها و در شرایط آرمانی، تلاش براي تبدیل این فشارها به فرصت است (طغیانی، 1394). اقتصاد مقاومتی در راستاي کاهش وابستگی ها و تأکید روي مزیت هاي تولید داخل و تلاش بر خود اتکایی است. اقتصاد مقاومتی، اقتصادي است که با آینده پژوهی دقیق و عالمانه تمامی فرصت هاي آتی دشمن را براي ضربه زدن به اقتصاد کشور شناسایی کرده و راه کار مناسب را در سطوح مختلف به کار می گیرد (آقا محمدي،1393).

      4-2 علم اقتصاد[1]

      علم اقتصاد امروزی در لغت از اصطلاح یونانی اویکونومیا[2] که از دو جزء« ایکوس»[3] به معنای خانه و « نوموس»[4] به معنای «قانون» تشکیل شده است.  قدما با دسته بندی آن در مجموعه ی حکمت عملی، این لفظ یونانی را تدبیر منزل معنا نموده و موضوع آن را چگونگی اداره ی امور خانه در بحث رابطه ی با زن، فرزند، خدمت کار و از جمله تدبیر رابطه ی مال و صاحب مال می دانستند.  اما از آن جا که در اکتساب و به کارگیری اموال و دارایی ها همواره اجتناب از اتلاف و هدر رفت نیروی کار و تولیدات از اهمیت زیادی برخوردار است، در اصطلاح مدرن عموماً به معنای اصول جستجوی دستیابی یا روش نیل به اهداف دلخواه با حداقل صرف امکانات مالی و دارایی ها، آمده است و لذا در اشکال مختلف صفت «اقتصادی» مانند تربیت اقتصادی یا فرهنگ اقتصادی و مضاف «اقتصاد» مانند اقتصاد آموزش و پرورش یا اقتصاد فرهنگ بکار می رود، بدون این که ارتباط مستقیمی با تولید، توزیع یا مصرف ثروت ها داشته باشد (طغیانی، 1394).

 

4-3 کارآفرینی[5]

تعاریف متعددی از کارآفرینی وجود دارد، اما رایج ترین تعریف توسط هیسریچ بیان شده است. از نظر وی کارآفرینی فرایند ایجاد یک چیز نوین و ارزش مند با تلاش و کوشش در فرایندی زمان بر همراه با خطرهای مالی، اجتماعی و روانی به منظور دریافت پاداش های مالی و رضایت و استقلال فردی است. (هیسریچ به نقل از عربیون و همکاران، ۱۳۸۹). واژه ی کارآفرینی از ریشه ی فرانسوی Interpreter به مفهوم «تعهد کاری» است (احمدپور و مقیمی، ۱۳9۵). کارآفرینی فرآیندی است که در آن ایده های بدیع و مناسب به منظور بهره برداری از فرصت ها و منابع موجود در جهت اشتغال شناسایی و پیاده سازی می شود. در ایران همانند سایر کشورها به کارآفرینی به عنوان موتور توسعه ملی نگاه می شود (شوقی و شفیقی، ۱۳۹۰). کارآفرینی به عنوان سمبل و نماد تلاش و موفقیت در کسب و کار بوده و کارآفرینان در صف اول کسب و کار موفق در جامعه هستند. توانایی آن ها در بهره گیری از فرصت ها، نیروی آن ها در نوآوری و ظرفیت آن ها در قبال موفقیت، به عنوان معیارهایی هستند که کارآفرینی نوین به وسیله ی آن ها سنجیده می شود (ربیعی و صادق زاده، ۱۳۹۰).

 

4-4 توسعه پایدار[6]

مفهوم توسعه پايدار ناظر بر اين واقعيت انكار ناپذير است كه ملاحظات مربوط به اكولوژي مي تواند و بايد در فعاليت هاي اقتصادي به كار گرفته شود. اين ملاحظات شامل ايده هاي ايجاد محيطي منطقي است كه در آن ادعاي توسعه به منظور پيش برد كيفيت همه جنبه هاي زندگي مورد چالش قرار مي گيرد. توسعه پايدار به معناي تلفيق اهداف اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي براي حداكثر سازي رفاه انسان فعلي بدون آسيب به توانايي نسل هاي آتي براي برآوردن نيازهايشان مي باشد. كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه (WCED)[7] كه براي اولين بار اين اصطلاح را ارائه داد، توسعه پايدار را به عنوان توسعه اي تعريف كرد كه نيازهاي نسل فعلي را بدون ايجاد اشكال در توانايي نسل هاي آينده در برآوردن احتياجات خود تأمين مي كند. اين تعريف دو مفهوم را در بردارد:                                                                                                             

1- مفهوم نياز، به ويژه نيازهاي اساسي فقرا اولويت درجه يك را دارد.                                                                         2-  توسعه پايدار در برگيرنده محدوديت هايي است كه به وسيله وضعيت اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي تحميل       مي شود. اين امر به نوبه خود حاكي از آن است كه اهداف توسعه پايدار بايد در هر كشوري به طور عملياتي و خاص آن كشور تعريف شود. در واقع توسعه پايدار بر پايه هشياري انسان نسبت به خودش و نسبت به منابع طبيعي كره زمين استوار است و خواهان يك سبك زندگي پايدار براي همه انسان ها است و مخالف مصرف بيش از اندازه، اتلاف منابع و بي توجهي به        نسل هاي آينده و قطع رابطه با گذشته است (علایی و یارعلی، 1388).

 

پیشینه پژوهش

محمد زاده و عبدی (1395) در کتاب گزارش همایش ملی اقتصاد آموزش و پرورش با رویکرد اقتصاد، عنوان کردند که مسئولیت فرهنگیان در قبال تحقق اقتصاد مقاومتی به دلیل ارتباط مستقیم آنان با دانش آموزان و همچنین خانواده های دانش آموزان بسیار مهم و قابل توجه است. از جمله مهم ترین وظایف فرهنگیان در راستای فرهنگ سازی اقتصاد مقاومتی،   می توان به گفتمان سازی، فرهنگ سازی و مطالبه گری در اشاره نمود.

طغیانی (1394) در کتاب خود با عنوان درآمدی بر اقتصاد مقاومتی و آموزش و پرورش، به این نتیجه رسید که بخشی از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ناظر بر مباحث ساختاری است.  برنامه ی درسی باید ساختارهای اقتصادی را به خوبی معرفی کند. دانش آموز با ساختار اقتصادی کشور و فرآیند تصمیم سازی اقتصادی کشور در حد نیاز خود آشنا شود و وظایف و حقوق خود را در مقابل این مجموعه بشناسد و بصورت فعال در آن نقش آفرینی نماید.

خانی (1393) در مقاله خود با عنوان نقش آموزش و پرورش در تجلی اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی  نتیجه گرفت که حیطه کاري آموزش و پرورش در رابطه با کارآفرینی، نباید تنها در هنرستان هاي فنی و حرفه اي و کاردانش محدود شود، بلکه باید به فکر تدریس این درس در قالب هاي متفاوت و کاربردي در شاخه نظري هم بود، چه بسا که آشنایی دانش آموزان شاخه نظري با کارآفرینی، علاوه بر این که می تواند به انتخاب رشته دانشگاهی آنان کمک نماید، به دانش آموزانی که به هر دلیل مسیر دانشگاه را براي ادامه تحصیل انتخاب نمی کنند، کمک خواهد کرد تا بعد از فارغ التحصیلی از مقطع متوسطه، وارد بازار کار شده و نقش مؤثري در پویایی اقتصاد در مسیر صحیح، ایفا نمایند که البته این مهم، نیاز به برنامه ریزي از سوي برنامه ریزان و مسئولین آموزش و پرورش دارد.

مردافکن (1393) در پژوهش خود با عنوان کارآفرینی در آموزش و پرورش نتیجه گرفت که کارآفرینی یک مهارت عمومی است که تقریباً تمام افراد جامعه در طول زندگی چند زمانی را با خود جهت انتخاب شغل چه به صورت کاریابی و چه به صورت کارآفرینی کلنجار می روند و فکر خود را مشغول به انتخاب شغل می کنند. اما افراد ساکن و منفعل بیشتر دنبال کاریابی و افراد فعال بیشتر به دنبال کارآفرینی براي خود می روند و افراد نخبه نه تنها براي خود بلکه براي افراد زیادي از جامعه شغل ایجاد می کنند.

Pegkas (2014)  در مقاله خود بیان کرد که دانش آموز در هر پایه ای  باید بداند روش های مختلفی برای تخصیص کالاها و خدمات می تواند مورد استفاده قرار گیرد.  مردمی که به صورت انفرادی یا جمعی در مبادله اند باید روش هایی را برای تخصیص انواع مختلف کالاها و خدمات انتخاب کنند. دانش آموز باید بتواند روش های متفاوت تخصیص کالا و خدمات را به وسیله مقایسه منافع و هزینه های هر روش ارزیابی کند. پایان کلاس هشتم از متربیان انتظار دارد تفاوت های اساسی بین تخصیص منابع در اقتصاد مبتنی بر بازار و اقتصاد دستوری را تشخیص دهند و تا پایان کلاس دوازدهم متربیان می آموزند که مقایسه هزینه ها و منافع روش های مختلف تخصیص برای انتخاب مناسب ترین روش تخصیص منابع، در آینده اقتصادی کشور بسیار موثر و مفید خواهد بود.

Yavez (2012) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که باید دانش آموزان مدارس را با ادبیات اقتصاد آشنا کرد. آموزش و پرورش موظف است که دانش آموزان را برای ورود به بازار کار آماده کند. اگر به دانش آموزان اصول اقتصادی را آموزش دهیم قابلیت های تولیدی کشور افزایش می یابد.

Loening و همکاران (2010) عنوان کردند که اگر از همان ابتدای تحصیل دانش آموزان، مفاهیم اقتصادی را به آن ها با شیوه ای ساده آموزش دهیم، تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی کشور خواهد داشت. اگر می خواهیم اقتصادی پویا داشته باشیم باید دانش آموزان را با اقتصاد آشنا کنیم.

Eyler (2007) معتقد است که با توجه وضعیت اقتصادی در حال تغییر فعلی و پیش بینی آینده ای متفاوت از نظر فضای اقتصادی، در تربیت اقتصادی نسل آینده در مدارس، بایستی الزامات این وضعیت را در نظر گرفته و جامعه ای ساخته شود که با فشارهای سیاسی، سیاست های اقتصادی را به شکست نکشانند، بلکه با تأیید و افزایش فضای رقابت به شکل گیری تخصیص بهتر منابع کمک کنند.

Buckles and Watts  (1998) برای بیان محتوای متناسب با معنای صحیح» تربیت اقتصادی چه هست و چه نیست»  مقاله ای با عنوان تربیت اقتصادی از نگاه خود را مطرح  و اشاره کردند به این که اقتصاد راه و روشی برای تفکر است که نتایج زیادی در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی دارد، درحالی که بسیاری از چیزهایی که در کلاس های درس به اسم اقتصاد ارائه می شود، خالی از این معناست.

 

نظریه های علمی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مفهومی سیاسی، ایدئولوژیک و غیرعلمی نیست که به دلایل مسائل تحریم درجمهوری اسلامی خلق و ابداع شده باشد. این مفهوم دارای جریان علمی سابقه داری در دنیا است که تحت عنوان پروژه مقاوم سازی و استحکام بخشی به اقتصادهای پیشرفته بعد از جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از بحران 1970 میلادی مطرح بوده و هست.  امروزه فهرستی از نظریات اقتصادی با عناوینی مانند تاب آوری[8]، استحکام[9]، پایداری[10]، ثبات[11]، ضدشکنندگی[12]  و .. در بین اقتصاد دانان وجود دارد که هر یک به نحوی سعی در مقاوم سازی ساختارهای اقتصادی کلان یا منطقه ای، یا فردی یا بخشی دارند. به همین دلیل اقتصاد مقاومتی در هدف خود که استحکام بخشی به اقتصاد کشور است جریانی علمی است، البته با این تفاوت که مقاوم سازی اقتصاد ایران دارای بخش های متمایز و افزوده ای نیز می باشد. بررسی این نظریات نشان می دهد هر آن چه در   تئوری های علمی و تجارب بشری، امروزه موجود است با گزاره هایی سازگاری دارد. ضمن این که در فضای اقتصاد مقاومتی می توان مفاهیم جدیدی نیز اضافه نمود. علاوه بر آن چه در نظریات علمی در راستای مفهوم اقتصاد مقاومتی پی گیری      می شود در دنیا تجارب زیادی نیز وجود دارد که اقتصاد مقاومتی در عمل پیاده شده است. اگرچه لفظ آن به کار گرفته نشده است. این تجربیات برخی در تاریخ وقایع اقتصادی دنیا موجود است که نمونه های آن اقدامات مقاوم سازی آلمان در مقابل انگلستان در قرن نوزدهم، اقدامات مشابه آمریکا در دوره کسب استقلال از انگلستان، اقدامات غرب بعد از بحران نفتی 1970  در حوزه مقاوم سازی اقتصادی خود در مقابل شوک های انرژی، فعالیت های مقاوم سازی اقتصادی در کشورهایی نظیر ژاپن، چین، کره جنوبی، روسیه و... تنها نمونه هایی از پیاده شدن اقدامات مقاوم سازی و استحکام بخشی به اقتصاد در جهان       می باشد (طغیانی، 1394).

 

چیستی تعلیم و تربیت اقتصادی

      تحول فکری و فرهنگی آحاد جامعه از این جهت اهمیت دارد که تصمیمات افراد در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در زندگی شخصی و فعالیت شغلی در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های خرد و کلان جامعه همگی زاییده ی نظام فکری آن هاست. لذا برای ایجاد تغییر در آن ها لازم است این نظام به صورت هدفمند متحول شود. به عبارت دیگر آن چه از رفتارهای افراد در جامعه انسانی ظهور و بروز می یابد، معلول فرهنگ آن ها و نوع بینش ها و نگرش هایی است که نسبت به اداره و تنظیم رابطه شان با خود، خداوند، دیگر انسان ها و طبیعت دارند. این بینش ها که شاکله های فردی یا جمعی افراد را شکل می دهند به نوعی مهم ترین عامل تعیین کننده در شکل گیری گرایش ها و رفتارهای آن هاست. بخش وسیعی از رفتارها و تعاملات انسانی در جوامع در مورد چگونگی تمهید شرایط مادی زندگی و حرکت در مسیر رشد و پیشرفت است.  تهیه امکانات اولیه زندگی از جمله غذا، لباس، سرپناه و مسکن و نیز تأمین رفاه انسانی فراتر از نیازمندی های اولیه که به صورت فردی یا به مدد روابط و تعاملات اجتماعی حاصل می گردد، از جمله مواردی است که در حیطه ی رفتارهای اقتصادی تعریف می گردد (طغیانی، 1394). در مجموع می توان گفت تربیت اقتصادی صحیح، لازمه ی پیشرفت است و تبعات فقدان آن بر رفتارها و فعالیت ها زمانی جلوه می کند که فرد لاجرم در زندگی اجتماعی در موقعیت هایی قرار می گیرد که نیاز به بروز رفتاری عقلایی و تصمیمی عقلانی مبتنی بر فرهنگ و ارزش های بومی و مقتضیات ملی خویش دارد و در این مقام نه یک دانش سازمان یافته و نهادینه شده از مفاهیم، نه چهارچوبی برای تحلیل اوضاع اطراف خود و نه فرهنگی حاکم مبتنی بر   ارزش های جامعه و مصالح فردی  اجتماعی، هیچ کدام وی را همراهی نمی کنند. نتیجه چنین ضعف و فقدانی بر پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور پیشاپیش معلوم است. چرا که به عنوان مثال در عرصه ی اقتصاد فرد لاجرم در مقام یک عضو خانواده، نیروی کار، شهروند مسؤول در عرصه اجتماعی، مصرف کننده و تولیدکننده کالا و خدمات، پس اندازکننده و سرمایه گذار و در بستری از انواع شاکله های جمعی و فردی مانند فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصمیم های بهینه، فرهنگ هزینه  فایده، فرهنگ استفاده بهینه و کارا از منابع، فرهنگ بهره وری، فرهنگ تعامل با محیط انسانی و فیزیکی اطراف از جمله محیط زیست و ده ها بستر فرهنگی دیگر قرار می گیرد و برآیند رفتارهای جمعی در چنین فضایی است که موجبات رشد یا انحطاط ملتی را فراهم می آورد. فرهنگ اقتصادی را شاید به توان حلقه مفقوده بسیاری از ناهنجاری های رفتاری و به شکست کشاندن یا پیروزی و موفقیت سیاست های اقتصادی دانست. امری که متاسفانه در کشور ما مغفول بوده و به ویژه با وجود داعیه تلاش برای شکل دهی به جامعه ی الگوی اسلامی، همتی مضاعف را در این عرصه می طلبد. امری که شاید اولین گام آن طراحی الگویی برای فرهنگ سازی و تربیت اقتصادی در مقاطع سنی مختلف مبتنی برآموزه های قرآنی، روایات ائمة معصومین، تجربیات جهانی و نیز میراث تمدنی ماست (طغیانی، 1394).

تربیت اقتصادی در آیات قرآن کریم

فرهنگ صحیح در مورد فرد و جامعه ابعادی دارد که خداوند متعال در قرآن کریم بدان رهنمون شده است.  این فرهنگ زمانی شکل می گیرد که افراد و جامعه به نحوی تربیت گردد که به حقوق و وظایف خود در قبال خود )افراد یا جوامع(، خداوند، دیگران )دیگر افراد یا جوامع) و طبیعت آشنا شوند، استعدادها و ظرفیت خود را بشناسند و با آگاهی از قواعد و قوانین حاکم بر نظام هستی به سمت فعلیت بخشیدن به استعدادهای بالقوه حرکت و تلاش کنند. در دیدگاه اسلامی از دو جهت    می توان تربیت اقتصادی را مد نظر قرار داد.  اولاً از این جهت که دسته ای از مقررات اقتصادی اسلام درباره ی مالکیت، مبادلات، مالیات ها، ارث، صدقات، وقف و... است که شکل گیری بینش، گرایش و رفتار صحیح در مورد آن ها از جمله ی الزامات دین داری به شمار می رود و در ابواب متعدد فقهی مورد بحث قرار گرفته است، مانند کتاب البیع، کتاب الاجاره، کتاب الوقف، کتاب الزکات و ... ثانیاً از جهت اخلاقی و منش فردی، اسلام آداب و دستوراتی در مسائل اقتصادی و معیشتی دارد. اسلام انسان را به امانت داری، عدالت، انصاف، احسان و ایثار، قناعت و سخاوت توصیه می کند و از دزدی و خیانت، رشوه و احتکار و بخل باز   می دارد.  دانستن این موارد و تربیت نسل ها و زیستن بر این اساس لازمه ی مسلمانی و شرط رسیدن به کمال و رستگاری دنیوی و اخروی است. از جهت اجتماعی نیز اسلام برای اداره ی جامعه اسلامی دستورات و وظایفی بر عهده افراد نهاده است و از این طریق هم رشد فرد و هم بالندگی جامعه را مد نظر دارد. دستور به انفاق، وقف و پرداخت خمس و زکات همگی اثرات اجتماعی دارند. ضمن اینکه سازندگی فردی ایجاد می کنند. از سوی دیگر اسلام به دلیل طبیعت فردی و اجتماعی خود به حکومتی نیاز دارد تا دستورات اجتماعی دین را برپا دارد و از این طریق یکی از مأموریت های حکومت اسلامی بر پایی عدالت و قسط در یک جامعه ی در حال رشد و زنده ی دینی است. جامعه ای نمونه که از هر نظر الگو برای دیگر جوامع است و مردم در آن یک دیگر را برای بندگی خداوند و رسیدن به کمال و سعادت یاری می کنند. قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت انسان به سوی زندگی حقیقی و حیات واقعی سعادتمندانه، مشحون از آیاتی است که در صدد تربیت اقتصادی انسان و شکل گیری فرهنگ اقتصادی بر مبنایی مشخص و معین است.

- آیاتی که مالکیت حقیقی هر چیزی که در آسمان ها و زمین است را از آن خدا می داند (بقره، آیه 584)، مالکیت اعتباری  آن ها را به شرط حفظ و رشد، به افراد می سپارد (نساء، آیه 5)  .

- آیاتی که انسان ها را از مفاسد اقتصادی از جمله رباخواری (بقره، آیه 278)، کم فروشی و انحراف در وزن و پیمانه باز       می دارد (هود، 85).

- آیاتی که منش اقتصادی خاصی را ترویج می کند که عامل به انفاق و ایثار است )رعد، آیه 22)  و از اسراف و تبذیر منع    می کند (اسراء، آیه 16).

- آیاتی که هدف از ارسال رسل را بر پایی قسط و عدل می داند و از انسان ها می خواهد که بر این مبنا عمل کنند (حدید، آیه 25).

- آیاتی که از انسان ها می خواهد مشی اقتصادی خود را در زندگی بر مبنای حلال پایه گذاری کنند و در چارچوب دستورات الهی از طیبات نعمات خداوند بهره مند شوند (بقره، آیه 172).

- آیاتی که مطابق با ساختار وجودی انسان و علاقمندی او به مال و ثروت، انسان را به مهار و کنترل و جهت دهی الهی آن دعوت می کند (آل عمران، آیه 14).  ضمن این که یادآور می شود این ها نعماتی الهی است که باید در آن جهت هم صرف شوند و لذا سرنوشت کسانی که آن ها را از خود می دانند را بازگو می کند،  مانند قارون و فرعون (قصص، آیه 76).

- آیاتی که راه گشایش اقتصادی و رشد و افزایش نعمت های خداوند را در ایمان و تقوای الهی می داند (طلاق، آیات 2 و 3).

 

ارتباط اقتصاد مقاومتی  و آموزش و پرورش با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری  

اصول اقتصاد مقاومتی با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری به این شرح است:

1- مردمی کردن اقتصاد

2- کاهش وابستگی به نفت

3- توسعه صنایع دانش بنیان

4 - مدیریت مصرف

5- استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات.   

به نظر می رسد مسئولیت فرهنگیان در قبال تحقق عملی اقتصاد مقاومتی به دلیل تماس مداوم و مستقیم آنان با دانش آموزان از یک سو و تماس و اثرگذاری غیرمستقیم بر خانواده های دانش آموزان از سوی دیگر بسیار مهم و قابل توجه است. اما اقدام عملی فرهنگیان برای تحقق اقتصاد مقاومتی چیست؟ در پاسخ به این سوال، سه وظیفه مهم را می توان برای فرهنگیان در نظر گرفت: 1- گفتمان سازی 2- فرهنگ سازی 3- مطالبه گری. قدم اول در گفتمان سازی در اقتصاد مقاومتی، تبیین صحیح این اصطلاح است. در بسیاری از موارد در اثر تبلیغات سوء دشمن یا افراد ناآگاه، اقتصاد مقاومتی در بین مردم به معنای اقتصاد ریاضتی و بستن دروازه کشور بر روی تعامل جهانی تعبیر می شود و حتی مثال کشور کره شمالی طرح می شود در حالی که واقعیت امر این است که اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد درون زا است نه یک اقتصاد درون گرا. بنابراین لازم است مفهوم صحیح و ملموس و آثار مهم اقتصاد مقاومتی تبیین شود. رهبر انقلاب در خصوص ضرورت گفتمان سازی در اقتصاد مقاومتی           می فرمایند: « خیلی ها از اقتصاد مقاومتی اطلاع ندارند. ما اگر می خواهیم یک خواسته ای تحقق پیدا کند، قدم اول این است که این خواسته را به صورت یک گفتمان پذیرفته شده در بیاوریم. مسئله (تولید) علم از همین قبیل بود که یک گفتمان شد و به طور طبیعی وارد جریان عملی شد، عملیاتی شد و به صورت یک جریان درآمد. این مسئله هم همین جور است» فرهنگ سازی وظیفه دیگر فرهنگیان در این رابطه است. تقویت خود باوری و تشویق به استفاده از محصولات داخلی یکی از مهم ترین اقداماتی است که معلمان در اجرای آن بیشتر  از سایر افراد جامعه می توانند تأثیرگذار باشند. علاوه بر ارزش معرفی کردن مصرف تولید محصولات داخلی برای رونق تولید کشور مسئله مهم دیگر که نیازمند جهاد فرهنگی است مقابله با مصرف گرایی و اسراف است. مطالبه گری در خصوص تحقق اقتصاد مقاومتی از دولت و نهاد های دیگر که در برنامه ریزی های کلان شرکت دارند از دیگر وظایف عمومی فرهنگیان است. رصد برنامه ها و اقدامات دولت و این نهاد ها و ارزیابی آن و تذکر مشفقانه به مسئولین امر در صورت تخلف از مسیر اجرا شدن اقتصاد مقاومتی نیز در این دسته بندی از وظایف قرار می گیرد. به نظر     می رسد در طول سالیانی که از مطرح شدن اقتصاد مقاومتی و ابلاغ سیاست های آن می گذرد، شعار و اقدامات شعاری فراوانی صورت گرفته است، اما با این حال این مهم هنوز به منصه ظهور نرسیده و تا رسیدن به آن نیز راه زیادی در پیش است که عزم جدی تمام مردم و مسئولین را طلب می کند. باور این مسئله که الگوی داخلی تحت عنوان اقتصاد مقاومتی تنها راه علاج اقتصاد بیمار کشور است و تلاش برای تحقق آن یک وظیفه شرعی و ملی است و امید است که هر یک از افراد جامعه در هر لباس و کسوت، با درک این وظیفه و انجام اقدامات عملی مداوم و تأثیرگذار خود بتوانند کشور را به یک قطب مهم اقتصادی تبدیل کرده و ریشه مشکلات اقتصادی جامعه را بخشکانند.

 

 10-1 نقش آموزش و پرورش در کارآفرینی                                                                                         

 حرفه و فن یکی از ارکان مهم رشد و توسعه می باشد، چون دانستن فن یا حرفه، باعث ایجاد اشتغال، بالا رفتن تولید ناخالص ملی و سرانه ملی و پس انداز و سرمایه گذاري بیشتر و سرانجام استقلال اقتصادي که منشاء استقلال سیاسی است می شود و باعث کشتن دیو فقر و رونق گرفتن ارزش ها و جلوگیري از ازدیاد انواع بزه کاري ها و ناهنجاري ها و تشکیل خانواده و جامعه ي سالم خواهد شد. با علم به این مهم مدارس کار دانش متولد شده و هنوز هم سیاست آموزش و پرورش بر رشد و توسعه آن ها تاکید دارد (سعیدی کیا، 1394). در میان دروس کاردانش درسی تکمیلی به نام کارآفرینی وجود دارد که می توان گفت تمامی امکانات و هزینه هاي صرف شده براي آموزش هنرجویان در شاخه ي کاردانش، به خاطر تحقق ایجاد شغل است که در این درس در مورد چگونگی ایجاد شغل توضیح داده شده است. کارآفرینی امروزه آن قدر اهمیت پیدا کرده است که حتی دانشگاه هاي کشور اقدام به تشکیل نهاد کارآفرینی نموده ا ند. اما این که آموزش و پرورش سال ها قبل از آموزش عالی به این نکته پی برده و آن را اجرا کرده، نشان از جلوتر بودن آموزش و پرورش از آموزش عالی از نظر زمانی در اجراي این مقوله دارد. داشتن هزینه سرانه دانش آموزي به اندازه اي حدوداً ده برابر مدارس نظري و حتی وجود امکانات چند ده میلیونی براي آموزش هنرجویان، گواه بر مورد توجه قرار گرفتن آن هاست (مردافکن، 1393).

 

 10-2 چالش هاي کارآفرینی در آموزش و پرورش

عمده ترین مسئله اي که باعث رشد و توسعه اقتصادي می شود، تغییر در کیفیت آموزش و توجه به کیفیت نیروي انسانی است.  اگر می خواهیم  بحث کار آفرینی را در کشور جدي بگیریم باید نظام آموزشی ما به سمتی برود که نیروهايی با شهامت و شجاع در تصمیم گیري پرورش دهد. کارآفرینان معمولاً افرادي هستند که ریسک معتدل را در دستور کار خود پیش بینی می کنند، خلاق و نوآور هستند، عزم و اراده قوي و استقلال طلبی بالایی دارند و ثروت طلب نیستند. امروز کارآفرینی به عنوان رشته علمی مورد شناسایی قرار گرفته است.  رشته علمی کارآفرینی همانند تمام رشته هاي دیگر، داراي مدل ها، فرآیندها و قضایایی است که باید دانش مربوط به آن ها کسب شود. آموزش کارآفرینی و تحقیقات مربوط به آن هم اکنون با چالش هاي متعددي مواجه شده است.  برخی از این چالش ها عبارتند:

1- چالش در ایجاد مترولوژي هاي تحقیق براي اندازه گیري

2- اثر بخشی کارآفرینی

3- چالش در محتوا و شیوه هاي آموزش کارآفرینی

4- چالش در کیفیت مدرسان کارآفرینی

5- چالش در پذیرش آموزش کارآفرینی نسبت به کسب و کار (خانی، 1393).                                                            ایده ي کارآفرینی به جاي کاریابی و چرخش تعریف شغل، از پشت میز نشینی به کارگاه هاي فنی و تولید مایحتاج کشور، انقلابی در آموزش و پرورش بود. اگر هنرجویی پس از صرف دو سال آموزش با اموال و امکانات بیت المال و رساندن او به   درجه اي متوسط یا بالا از تخصص فنی اما بدون داشتن روحیه و یا عدم توانایی فنون و رموز کارآفرینی به چه درد جامعه   می خورد؟ در واقع چنین فارغ التحصیلی تمام اهداف و برنامه هاي کاردانش را زیر سوال می برد و همین متخصص آموزش دیده ي ما به یک کارجو و کاریاب تبدیل می شود و بعد از چند صباحی تخصصش را به علت داشتن ایده ي کاریابی فراموش می کند و به جاي شرکت در تولید ناخالص ملی کشور با روي آوردن به شغل هاي غیر مرتبط و خدماتی و گاهاً کاذب، عملاً خط بطلانی به راه کارهاي ارائه شده می کشد (مردافکن، 1390).

 

نقش آموزش و پرورش در ایجاد توسعه پایدار مرتبط با اقتصاد مقاومتی

     کشورهای‌ درحال‌ توسعه‌ از سرمایه‌ انسانی، بیش از سرمایه فیزیکی بهره‌ دارند بر اساس آمار، سرمایه انسانی، نقش اول ثروت‌ آفرینی در کشورهای توسعه یافته را با ۶۷% به خود اختصاص داده ‌است، در حالی که سهم منابع طبیعی و فیزیکی صرفاً ۳۳% است. سهم سرمایه انسانی در کشورهای جهان سوم به لحاظ نظری باید بیشتر از کشورهای توسعه یافته باشد، آن چه در عمل اتفاق می افتد عکس آن است. سهم منابع انسانی در کشور ما با وجود جمعیت جوان و مستعد، فقط ۳۴% از ثروت آفرینی را به خود اختصاص داده است که جای تامل دارد (سعیدی مهر، 1395). دانش و دانایی ملی، رکن اصلی توسعه و نظام آموزشی و گذرگاه نیل به دانایی ملی به شمار می‌آید. نهاد آموزش و پرورش مسئولیت تربیت نیروی انسانی در جامعه را بر عهده دارد. از این رو، مهم ترین بستر تولید و تربیت نیروی انسانی به شمار می‌آید. آموزش و پرورش با توجه به نقش و شکل فراگیر امروزی آن، یکی از بنیادهایی است که با جامه عمل پوشاندن به کارکردهای تعریف شده خود یکی از سهام داران عمده این فرآیند به حساب می‌آید. برای رسیدن به توسعه پایدار، باید انسان را محور توسعه تلقی کرد و بیشترین سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی صورت گیرد. رشد دانش و مهارت کارکنان و ایجاد تغییر و تحول در انجام وظایف از جمله اموری است که سازمان را از دو بعد اقتصادی و اجتماعی یاری می‌رساند. از بعد اقتصادی آن را کارآمدتر و اثر بخش‌تر می‌نماید و از بعد اجتماعی موجب بالا رفتن رضایت مراجعان و مصرف‌کنندگان خدمات سازمان می‌شود. ساز و کاری که می‌توان به وسیله آن به منابع انسانی اهمیت داد و از آن به عنوان یک سرمایه بی ‌پایان و پایدار در جهت بهره ‌وری و پویایی سازمان بهره گرفت. آموزش به منظور توسعه نیروی انسانی است. یکی از عواملی که تاثیر زیادی بر بهره‌ وری دارد و می‌تواند در بهبود آن نقش مهمی ایفا ‌کند آموزش است که نوعی سرمایه‌گذاری بلند مدت محسوب می‌شود نه هزینه جاری، و ارتباط مستقیمی بین آموزش نیروی انسانی و بهره ‌وری وجود دارد (سعیدی مهر، 1395). باید آموزش و پرورش را از وضعیت فعلی متحول کنیم و استراتژی توسعه را از توجه به روبناهای سخت افزاری زود بازده به سمت اقتصاد دانش بنیان که تکیه برتوان و استعدادهای ذاتی و بومی مردم دارد سوق دهیم، چرا که مشکل ایران در زمینه توسعه، سرمایه مادی نیست، بلکه مشکل از فرهنگ است. عملکرد کنونی آموزش و پرورش نمی تواند نیاز یک جامعه پیشرو و در حال تحول را تأمین کند. لذا جهت تحقق اقتصاد مقاومتی و مقاوم سازی اقتصاد و تکیه آن بر بنیان های درونی چاره ای نداریم که نگاه خودمان را به مدارس به عنوان    کارخانه های انسان سازی و تعلیم و تربیت تغییر دهیم و نقش وکارکرد آن ها را باز تعریف نماییم. تعلیم و تربیت را در تمام سطوح به عنوان پایه و اساس رشد و حرکت در تمام مسیرها بدانیم و اولویت اول را به آن بدهیم. تنها در این حالت است که می توان توقع داشت نتیجه این نوع آموزش، تربیت انسان هایی با ایمان، با وجدان، متعهد، باغیرت خواهد شد که هم اقتصاد مقاومتی را محقق می سازند و هم باعث حفظ عزت و عظمت ایران خواهند شد (سعیدی مهر، 1395). سرمایه گذاری در آموزش و پرورش به معنی پذیرفتن نقش فرهنگی این نهاد در تبدیل سرمایه ‌های اقتصادی به سرمایه‌ های انسانی و بستر سازی جهت تحقق توسعه پایدار است. در واقع، نحوه تعامل دولت با آموزش و پرورش به عنوان بخشی از حاکمیت که نیازمند سرمایه‌گذاری بلند مدت با هدف اثر گذاری مستقیم در آینده اقتصاد (از طریق تربیت نیرو‌های متخصص و سرمایه‌های انسانی) و همین طور اثرگذاری غیر مستقیم در مسیر اقتصادی کشور (از طریق ایجاد و گسترش فرهنگ اقتصادی صحیح) می‌باشد تعیین کننده آینده سرمایه انسانی در کشور است (اختری، 1392). مسئله مهمی که در مسیر این سرمایه گذاری وجود دارد عبارت است از جلوگیری از اتلاف و هدر رفت سرمایه‌های اقتصادی و انسانی با بهینه کردن ساختار اداری و اقتصادی آموزش و پرورش. ماده 16 سیاست‌ های ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی در اشاره به موضوع صرفه ‌جویی در هزینه‌ ها بیان‌ می دارد: «صرفه‌جویی در هزینه‌های عمومی کشور با تأکید بر تحول اساسی در ساختارها، منطقی‌سازی اندازه‌ی دولت و حذف دستگاه‌های موازی و غیرضرور و هزینه‌های زاید». با در نظر گرفتن این ماده و توجه به بی نظیر بودن وزارت آموزش و پرورش بنا به ابعاد و حجم واحد های تابعه، منابع انسانی و غیره در میان سایر نهاد های کشور، به راحتی ‌می‌توان به لزوم قرار گرفتن مسئله صرفه جویی و بهینه کردن عملکرد‌ ها به عنوان یک از اصلی‌ترین راه کار‌های تحقق اقتصاد مقاومتی  در راستای توسعه پایدار توسط این وزارت‌خانه پی برد. برخی از مصادیق عینی که در حال حاضر پیش روی آموزش و پرورش برای تحقق اقتصاد مقاومتی از مسیر صرفه‌جویی و بهینه کردن عملکرد‌ها می‌توان نام برد عبارتند از:

1- محدودیت های بودجه ای آموزش و پرورش به عنوان نهاد تاثیرگذار فرهنگی و اختصاص بیش از 90% از بودجه این وزارت خانه به حقوق و دست مزد کارکنانش در عمل بر کیفیت تعلیم و تربیت اثر منفی گذاشته است. در چنین فضایی      می توان با نگاه کارشناسی، طرح های درآمد زایی و اقتصادی در آموزش و پرورش را مورد توجه قرار داد.

2- برخی از اقدامات صورت گرفته در این وزارت خانه همچون تأمین مواد اولیه و تجهیزات مربوط به چاپ کتاب‌های درسی، هوشمند سازی مدارس و وسایل گرمایش برقی کلاس‌ها از طریق واردات که در تناقض با بندهای مختلف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است که به ضرورت «مصرف کالاهای داخلی و پرهیز از واردات غیر لازم کالاهای خارجی» می‌پردازد.

 

12- نقش آموزش و پرورش و معلمان در ایجاد و ترویج فرهنگ اقتصاد مقاومتی 

نظام آموزشی کشور با در اختیار داشتن بیشترین زمان برای اثرگذاری در ذهن و عملکرد افراد جامعه از سنین کودکی تا مقطع مهمی از رشد در دوره جوانی منبع مهمی برای تأمین و ارتقاء سرمایه انسانی است. وزارت آموزش و پرورش یکی از اصلی‌ترین گروه ‌های مرجع کشور ظرفیت زیادی را برای فرهنگ سازی درباره اقتصاد مقاومتی را دارد و پیشتر در طرح‌ هایی همچون «همیار پلیس» بخش کوچکی از این ظرفیت عظیم به اثبات رسیده است. مسئولین وزارت آموزش و پرورش نیز بر ضرورت توجه به این ظرفیت در وزارت خانه مطلوب خود واقف هستند و در سال‌ های پس از مطرح شدن موضوع اقتصاد مقاومتی به نقش این وزارت خانه در بهینه‌ سازی روندها و ساختارها  و فرهنگ‌ سازی از طریق گنجاندن سر فصل‌هایی در کتاب‌ های درسی دانش‌آموزان و معلمان و دانشجو معلمان و برگزاری دور‌ه تا تدوین منشور اقتصاد مقاومتی در آموزش و پرورش  اشاره کرده‌اند. از سوی دیگر نقش معلمین در تحقق سیاست‌ ها و خط مشی‌های اعلامی نیز در نهادی همچون مدرسه بسیار پر رنگ‌ تر از عوامل اجرایی در بخش‌ های دیگر در موضوع اقتصاد مقاومتی است. فرهنگ اشاعه شده از طریق برنامه رسمی آشکار  یعنی کتاب‌ های درسی، محتوای آموزشی و فعالیت ‌های رسمی تعریف شده همه‌ ی تأثیری نیست که مدرسه می‌تواند بر مخاطبین خود بگذارد. علاوه بر برنامه درسی آشکار، «برنامه درسی پنهان» (از جمله رفتار و سلوک معلمان و اولیای مدرسه و روابط بین دانش‌آموزان) نیز تأثیر قابل توجهی بر شکل‌گیری فرهنگی دانش‌آموزان دارد. چه بسا اثری که دانش‌آموزان به ویژه در سنین پایین ‌تر از برنامه درسی پنهان در این رابطه بپذیرند، بیش از بخش رسمی و آشکار برنامه ‌های مدرسه باشد. به عنوان مثال، تأکید منفی یا مثبت معلم در کلاس درس بر محصولات تولید داخلی، لوازمی که خود اولیای تربیتی مورد استفاده قرار می‌دهند و سلوک شخصی آن ‌ها از جمله مواردی است که می‌تواند در شکل‌گیری نوع نگاه نسل آتی به این مقوله مؤثر باشد. آن چه که به صورت خلاصه در مورد نقش فرهنگی نظام آموزشی در کل و معلمین به صورت خاص در تحقق اقتصاد مقاومتی  می توان بیان داشت به صورت خلاصه شامل موارد زیر است:

1- طراحی و ترویج یک الگوی مشخص از شیوه‌ی زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی (بر اساس سه‌گانه ‌ی «اعتماد به‌ نفس ملی، روحیه‌ی جهادی، و پرهیز از لقمه‌ی حرام») برای عموم مردم. 

2- تاکید بر «گفتمان‌سازی»، از جمله در ساحت تربیت اقتصادی به ویژه در برنامه درسی پنهان و یادگیری غیررسمی («سبک زندگی و الگوی مصرف اسلامی»، «روحیه مشارکت و کار جمعی»، «خلاقیت و نوآوری» و «کارآفرینی و مهارت»).  

3- فرهنگ سازی در مورد ابعاد مختلف اقتصاد مقاومتی (ترویج فرهنگ کار آفرینی، آموزش محیط کسب و کار در بین دانش آموزان رشته های فنی ، حرفه ای و نظری) 

 

13-استانداردهای مالیه شخصی[13]

      پیش بینی و طراحی استانداردهای مالیه شخصی  جزء لاینفکی از برنامه های تربیت و فرهنگ سازی اقتصادی در دنیا شده است.  مالیه شخصی اصول و روش هایی است که افراد برای تحصیل و تدبیر اموال و دارایی های خود از آن ها استفاده می کنند. به عبارت دیگر استانداردهای اقتصاد در کنار مفاهیم پایه ای چون کمیابی و انتخاب یا انگیزه ها و اطلاعات، بیشتر به مباحث دانش اقتصاد متعارف مانند تورم، رشد اقتصادی، بیکاری و ... پرداخته و نیازمندی های مبتلی به اقتصادی زندگی مانند پس انداز، سرمایه گذاری، مصرف و...  در مالیه شخصی مورد بحث قرار می گیرد (طغیانی، 1394).                          تشکیل«ائتلاف جامپ استارت برای سواد مالی شخصی[14]» در اواخر 1995 را می توان نقطه عطفی در حوزه  آموزش سواد مالی دانست. این ائتلاف، سازمانی غیرانتفاعی می باشد که خود متشکل از سازمان هایی است که همگی به دنبال ارتقای سواد مالی بین دانش آموزان مقاطع پیش دبستانی تا دبیرستان هستند.  مهم ترین سازمان عضو ائتلاف جامپ استارت «شورای تربیت اقتصادی» است. این شورا سازمانی پیشرو در آمریکا است که بر آموزش اقتصادی و مالی دانش آموزان از مقطع پیش دبستانی تا پایان دبیرستان متمرکز است و سیاست گذاری های کلان آموزش حوزه اقتصاد و مالی را بر عهده دارد. در سال 2013 این شورا  به تدوین استاندارهای محتوایی سواد مالی پرداخت و الگویی را تحت عنوان «استانداردهای ملی برای سواد مالی[15]» منتشر کرد. این الگو که آخرین و کامل ترین الگوی ارائه شده در حوزه ی سواد مالی است، به سامان دهی الگوهای پیشین پرداخته و شامل شش استاندارد «کسب درآمد[16]»، «خرید کالا و خدمات[17]»، «پس انداز[18]»، «استفاده از پرداخت موجل[19]»، «سرمایه گذاری مالی[20]» و «محافظت و بیمه[21]» می باشد که معیارهای آن در سه مقطع تحصیلی پیش دبستانی تا پایه 4، پایه 8-5 و پایه 12-9 ارائه شده است (طغیانی و مرادی باصیری (1395). از جمله اهداف استانداردهای تربیتی مالیه شخصی ایجاد این توانمندی در میان متربیان است که:

اطلاعات مالی را بیابند، ارزیابی کنند و به کار بندند. اهداف مالی خود را تعیین کنند و برای دست یابی به آن ها برنامه ریزی نمایند. ظرفیت درآمد زایی خود را توسعه داده و توانایی خود برای پس انداز را بهبود بخشند. تعهدات مالی خود را به جا آورند. اموال و دارایی های خود را کسب نموده برای خود به دست آورده و آن را حفظ نمایند.

جدول زیر دو نمونه از استانداردهای مالیه شخصی در موضوع درآمد و شغل را به تفکیک پایه های تحصیلی نشان می دهد (طغیانی، 1394).

 

جدول 1: نمونه ای از استانداردهای مالیه شخصی در موضوع درآمد و شغل را به تفکیک پایه های تحصیلی

 

استاندارد اول:  گزینه های مختلف شغلی را جستجو نماید

دوره ی کودکی

دوره ی نوجوانی

دوره ی جوانی

- تفاوت بین شغل و کار را توضیح داده و کارهای مختلف در جامعه را معرفی نماید.

- مثال هایی ارائه کند از این که چگونه علائق، دانش و قابلیت های فردی می تواند انتخاب های شغلی و کاری را متأثر سازد.

-  نمونه ای از علائق شخص ی خود را معرفی

نموده و در مورد شغلی که در راستای آن

باشد تحقیق کند.

-  مثال هایی ارائه کند از این که چگونه آموزش حرفه ها و داشتن مهارت ها، درآمد طول عمر را متأثر می سازد.

-  منابعی در مورد اطلاعات شغلی و کارها و کارآفر ینی معرفی کند.

-  مهارت ها و علائق خود را برای انتخاب های شغلی با هم مقایسه کند.

- برای دو کار مورد علاقه ی خود، نیازمندی های آموزشی و مهارتی، وظایف و مسئولیت ها و نیز درآمد آن را بررسی نماید.

- ریسک ها، هزینه ها و منافع آغازی کسب و کار جدید را توصیف کند.

-  مؤلفه های اصلی یک طرح کسب وکار را برشمرد.

- تحلیل کند چگونه شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می تواند ظرفیت بالقوه درآمدی و شغلی را متأثرسازد.

استاندارد دوم: منابع درآمد شخصی را شناسایی کند

- تفاوت بین حقوق و دستمزد را تشریح

نماید.

- کارهایی که کودکان می توانند برای دریافت

پول انجام دهند را شناسایی و معرفی کند.

- مثال هایی از منابع درآمدی غیر از حقوق و

دست مزد ارائه نماید

- هدیه، بهره، اجاره، سود سهام، منفعت سرمایه، انعام و

درآمد حاصل از کسب و کار و... را تعریف کند.

- مثالی از یکی از پرداخت های انتقالی دولت ارائه کند

- توضیح دهد که چگونه برنامه های حمایتی دولت  می تواند افراد جامعه را منتفع سازد.

- تورم بر درآمد را توضیح دهد

- از محاسبه گرهای مالی یا آنلاین برا ی تعیین درآمد آتی مورد نیاز برای حفظ

استاندارد فعلی زندگی استفاده کند.

      

14- اصلاح الگوی مصرف را چگونه آموزش دهیم؟

1- قصه گویی: می دانیم که قصه، نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودکان دارد. مسلماً علاقه به قصه را خداوند در نهاد انسان گذاشته است، زیرا خداوند از زیر و بم آفریده ی خود دقیقاً آگاه است و در تمام کتاب های آسمانی به زبان قصه با انسان سخن گفته است. از این رو ما می توانیم بسیاری از مسائل علمی، اجتماعی، عاطفی و ... را از طریق قصه به دانش آموزان آموزش دهیم.

۲-  شعرخوانی:  خوب خواندن شعر، بیشتر جنبه تجربی دارد و با تکرار و تمرین حاصل می شود و تمرین پیش از اجرا و علاقه مند بودن به شعر، دو نکته اساسی برای شعر خوانی به شیوه ی بهتر و مؤثرتر هستند.

 -3 استفاده از آیات قرآن:  قرآن کریم کتاب هدایت است، هدایت انسان به سوی زندگانی توأم با رستگاری. پس ضروری است که برای شناخت این زندگی به پیش گاهش برویم و در آن بیندیشیم.  

4- آموزش در درس کار و فناوری و علوم تجربی: درس کار و فناوری می تواند به خوبی الفبای اقتصاد را به دانش آموزان آموزش دهد و آن ها را با دنیای حرفه آشنا کند. دبیران مرتبط با این دروس، می توانند هنگام تدریس و انجام فعالیت های آزمایش گاهی و عملی به آموزش نکاتی در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف بپردازند.

5- آموزش در درس فرهنگ و هنر: دانش آموزان می توانند در زمینه ی صرفه جویی یک کار هنری ارائه دهند. مثلاً یک نقاشی طراحی و رنگ آمیزی نمایند و یا از مواد بازیافت، کاردستی بسازند و نمایشگاهی تشکیل دهند و یا این که با استفاده از ماسک، پانتومیم جالبی را اجرا نمایند.

6 - آموزش از طریق بازی: در دوره ی ابتدایی با اجرای بازی های هدف دار می توان، تحرک و پویایی و حتی فضائل اخلاقی را در شخصیت کودکان بارور کرد و ریشه ی گرایشات منفی آتی را خشکانید و گامی اساسی در تربیت کودکان برداشت.

7 - آموزش در درس مطالعات  اجتماعی:  درس تعلیمات اجتماعی، دانش آموزان را با زندگی عملی در اجتماع بیشتر آشنا می سازد، چون در این درس دانش آموزان یاد می گیرند که یکی از وظایف فرد در جامعه ی اسلامی، اسراف نکردن است. آن ها می آموزند که در زنگ تفریح، نان را هدر ندهند و آن را در کیسه ی مخصوص بریزند و یا کاغذ را در ظرف خودش نگهداری نمایند تا قابل بازیافت باشد.

8- آموزش در درس پیام های آسمانی:  پیامبر اعظم )ع)  تابلو تمام نمای همه ی زیبایی ها و خوبی هاست و ارزش های الهی و آیات خداوند، در سیره و رفتار او تجلی می یابد. دانش آموزان می دانند که بهره گیری از دستورات بهترین الگو، جزء کرامات انسانی محسوب می شود و پیامبران و جانشینان آن ها اسراف کار نبودند و اسراف کاران را دوست نداشتند.  با استفاده از داستان های قرآنی می توان این امر را آموزش داد.

9-  اجرای مسابقه: یکی از جذاب ترین روش های آموزش، برگزاری مسابقه بین کودکان است، چون این کار موجب نشاط درآن ها می گردد و به طور غیر مستقیم مطالب زیادی را یاد می گیرند.

10- پژوهش و تحقیق: از دانش آموزان می خواهیم که در زمینه های گوناگون که به صرفه جویی و اسراف نکردن پرداخته می شود، عکس و گزارش تهیه کنند و در کلاس ارائه نمایند و یا جاهایی که اسراف می شود، راه کارهای مناسبی را جهت رفع آن ارائه نمایند.

11-  آموزش در درس بخوانیم و بنویسیم: به دانش آموزان اجازه می دهیم که برداشت ها و عقاید خود را به راحتی در کلاس مطرح کنند و آن ها را تشویق می کنیم که فکر کنند و حرف های تازه و خارج از مطالب کتاب را در زمینه اصلاح الگوی مصرف در گفت و شنودها را بر زبان بیاورند.

 -12  آموزش در درس انشاء: یکی از شیوه های آموزش، انشای هفته می باشد. در این شیوه، از دانش آموزان می خواهیم که راه های صرفه جویی را در موارد گوناگون تشریح نمایند و یا این که از مشاهدات خود گزارشی تهیه نمایند.

13- آموزش در اوقات فراغت:  دانش آموزان علاقه زیادی به تلویزیون و کامپیوتر دارند و می دانیم که بیشتر اطلاعات خود را از طریق حس بینایی کسب می کنند.  بنابراین می توانیم فیلم های متناسب با سن آن ها و موضوع الگوی مصرف پخش کنیم، تا آن ها پس از مشاهده، تجزیه و تحلیل و قضاوت نمایند.

15- مفاهيم مورد نظر برنامه ی آموزش اقتصاد مقاومتی

 

15-1 مفاهيم مورد نظر برنامه ی آموزش اقتصاد مقاومتی برای کودکان پيش دبستانی و دبستانی

       مفهوم پس انداز، مفهوم مقرری (پول تو جيبی)، مفهوم سرمایه گذاری، مفهوم کسب در آمد، (لقمه حلال)، مفهوم صدقه، مفهوم اسراف، مفهوم بودجه بندی.

 

15-2 مفاهيم مورد نظربرنامه آموزش اقتصاد مقاومتی برای نوجوانان متوسطه ی اول

       مفهوم پس انداز، مفهوم مقرری (پول تو جيبی)، مفهوم سرمایه گذاری، مفهوم کسب در آمد، (لقمه حلال)، مفهوم صدقه، مفهوم بودجه بندی، مفهوم زکات، مفهوم خمس، مفهوم سبک زندگی، مفهوم اصلاح الگوی مصرف، مفهوم احتکار.

 

15-3 مفاهيم مورد نظر برنامه ی آموزش اقتصاد مقاومتی برای جوانان متوسط دوم

 مفهوم وجدان کار، مفهوم اشتغال، مفهوم همبستگی ملی و مشارکت عمومی، مفهوم حمایت از کالای ایرانی، مفهوم توليد ملی، مفهوم مهارت آموزی، مفهوم حماسه اقتصادی، مفهوم احتکار، مفهوم ربا، مفهوم رشوه، مفهوم قاچاق کالا و ارز، مفهوم کارآفرینی، مفهوم بيکاری، مفهوم صادرات و واردات، مفهوم زکات، مفهوم خمس، مفهوم سبک زندگی، مفهوم اصلاح الگوی مصرف، مفهوم اقتصاد مقاومتی.

 

16- پیشنهادات

 

16-1 پیشنهاداتی جهت صرفه‌جویی و کاهش هزینه‌ها در آموزش و پرورش

1- عایق کردن شیشه‌ها و دیگر محفظه‌ها و جلوگیری از هدر رفتن انرژی و  استفاده از نور طبیعی و خاموش کردن لامپ‌های اضافه در روشنایی روز. همچنین  ساخت فضاهای آموزشی با اصول معماری که عمر آن زیاد و هدر رفت انرژی کم شود.

2- به جای نوشتن تحقیقات در کاغذ از سی دی و فلش استفاده شود.

3- جلوگیری از چاپ و توزیع انواع مجلات غیر ضروری.

4- استفاده از کتب الکترونیکی و کم کردن چاپ کتاب و دفتر و  ترویج استفاده کامل از نوشت‌افزار.

5- اجرای طرح جمع‌آوری کتب درسی و دفاتر بلا استفاده دانش‌آموزان در هر سال تحصیلی.

6- استفاده بهینه از لوازم و وسایل مازاد در آموزشگاه‌ها.

7- هوشمندسازی وسایل گرمایشی و خنک کننده در ادارات و مدارس.

8- واگذاری بعضی امور مانند کپی و تکثیر، سرویس فرهنگیان، سرویس مأموریت‌های درون شهری و برون شهری به بخش خصوصی.

9- انتخاب لوازم آموزشی مناسب و بادوام.

10- ملزم نمودن معلمان و کارکنان به ساده‌زیستی و مظاهر آن در سطح مدارس، ادارات و منزل.

11-  ساماندهی اصولی نیروی انسانی آموزش و پرورش بر اساس  برنامه ها و نیاز سنجی

 

16-2 پیشنهاداتی جهت فرهنگ ‌سازی اقتصاد مقاومتی در آموزش و پرورش

1- تبلیغ کالای ایرانی بر روی جلد کلیه کتب و درخواست از تولید کنندگان برای تبلیغ بر روی دفاتر و نوشت ‌افزار و آموزش، تشویق و فرهنگ ‌سازی برای صرفه‌جویی،‌ پرهیز از اسراف،‌ تولید و مصرف کالای ایرانی.

2- احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر در سطح آموزش و پرورش، جامعه و آموزش و بازخوانی ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در بین دانش‌آموزان و فرهنگیان.

3- بیان اهمیت استفاده از تولیدات داخلی در عدم وابستگی کشور به بیگانگان.

4- توصیه مستمر به همکاران و دانش‌آموزان نسبت به باز نبودن پنجره‌ ها هنگام روشن بودن بخاری و کولر، رسیدگی به وضع شیرهای آب، استفاده از لامپ‌های کم مصرف و خاموش کردن لامپ‌های اضافی در مواقع غیر ضروری.

5- برگزاری مسابقه، همایش و فراخوان علمی در سطح مدارس و ادارات.

6- تشکیل جلسات تخصصی و میزگردهای علمی فرهنگی با موضوع حماسه اقتصادی و اقتصاد مقاومتی در سطح ادارات و مدارس.

7-  برگزاری کلاس‌ های آموزش اشتغال ‌زایی و تولیدی برای دانش‌آموزان، همکاران فرهنگی و خانواده‌ های آنان.

8- آگاه کردن دانش‌آموزان نسبت به استفاده بهتر از منابع مالی و خرید در حد نیاز.

9- آگاه کردن دانش‌آموزان به منابع محدود نفت، گاز و موارد دیگر.

10- حمایت از ایده‌ ها، طرح‌ ها و اقدامات خلاقانه و مبتکرانه مرتبط با حماسه اقتصادی دانش‌آموزان و فرهنگیان.

11- ترویج سبک زندگی اسلامی و مبارزه با شیوه‌ های نادرست زندگی فعلی برای فرهنگیان، دانش‌آموزان و اولیاء

12- سرفصل هر کتاب از اول دبستان تا انتهای تحصیل مزین به یک حدیث و یک نکته اقتصادی باشد. همچنین ایجاد سرفصل ‌های مناسب در کتب درسی برای اقتصاد مقاومتی و موضوعات مرتبط با آن مانند قناعت، صرفه‌جویی، پرهیز از تجمل.

 

16-3 پیشنهاداتی جهت خرید (مصرف) کالای ایرانی

1- حمایت از تولیدات دانش‌آموزان و فرهنگیان مبتکر و خلاق.

2- آسیب‌شناسی عمومی نسبت به تمایل مردم به سمت کالاهای خارجی توسط دانش‌آموزان و جمع‌بندی و ارسال به مبادی ذیربط در سال تحصیلی

3- خرید جوایز مسابقات ورزشی، درسی برای دانش‌آموزان از کالاهای ایرانی و جلوگیری از استفاده بعضی از لوازم التحریر و لباس‌های تولید خارجی در مدارس.

4- ایجاد و توسعه شرکت‌های تعاونی مصرف فرهنگیان با ارائه کالاهای ساخت داخل.

5- تقویت و آموزش وطن دوستی و غرور ملی و ارتباط دادن آن به مصرف داخلی.

6- معرفی فروشگاه‌های معتبر دارای اجناس ایرانی به دانش‌آموزان و اولیاء.

7- ارتباط و تعامل با مدیران صنایع داخلی و اعلام نیازهای آموزش و پرورش به آنها برای تولید.

8- دریافت نمایندگی از شرکت‌های تولیدی و عرضه با قیمت پایین‌تر در مدارس و ادارات.

9- حمایت از مخترعان و رساندن اختراع آنها به تولید انبوه.

10- تهیه، تولید و پخش سرودهای تبلیغاتی در سطح مدارس.

 

17- نتیجه

چنان چه اقتصاد مقاومتی را اقتصادی بدانیم که دارای دو رکن اصلی پیشرفت مستمر و دائمی و مقاوم در برابر مشکلات و موانع مسیر است، لازم است آگاهی و شناخت لازم در مورد این دو مقوله شکل گیرد. مهم ترین عاملی که برای طی مسیر پیشرفت و توسعه در هر جامعه ای مطرح است، تحول فکری و فرهنگی آحاد مردم می باشد. این مهم در عرصه ی اقتصاد بدون توجه به تربیت و اصلاح فرهنگی آحاد آن جامعه در ابعاد مختلف حاصل نمی گردد. علی رغم تأکیدات مکرر و آیات و روایات متعددی که در زمینه ی مباحث اقتصادی وجود دارد که همگی به نوعی بر لزوم تربیت اقتصادی متفاوتی بر پایه ی اندیشه ی اسلامی دلالت دارند، با این وجود این حوزه ی مطالعاتی به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است. در مقابل در مقوله ی تربیت اقتصادی سالیانی است که کشورهای پیشرفته برنامه های مختلفی را تدوین نموده و با تلاش های بسیار در حرکت هستند و در این میان موفقیت های بسیاری را نیز به دست آورده اند. تجربه ی طراحی و تدوین استانداردهای ملی تربیت اقتصادی از جمله تجربیات موفقی بوده است که مبتنی بر مبانی اقتصاد سرمایه داری تولید شده و به نوعی می توان آن را الگوی فرهنگ سازی این تفکر اقتصادی در دنیا نامید. تغییر الگوهای رایج و غلط به سمت مدل های پسندیده و ایده آل نیازمند تغییرات در دو بخش خصلت و اخلاق است. در یک جامعه ولایی و دینی اخلاق و خصلت های ناب بشری از چشمه ازلی سیراب می شود و در امتداد فرهنگ سازی الهی باید این مبانی ارزشی از نهادها و مجموعه های آموزشی و پرورشی به سمت متن جامعه سر ریز شود. آرمان های پر محتوا و پر مضمون در جهت اجرا،  مدیران با مسئولیت، متفکر و عملیاتی      می خواهد. نقطه شروع اقتصاد مقاومتی، سیاست گذاری برای اصلاح الگوی مصرف است، اصلاح الگوی مصرف که مطالبه چند سال پیش رهبر انقلاب بود، یکی از مهم ترین فاکتورهایی است که اقدام عملی در آن در تحقق اقتصاد مقاومتی تأثیرگذار است. تبیین الگوی صحیح مصرف در مصادیق مختلف و اصلاح فرهنگ مصرفی حاکم بر جامعه از مواردی است که در بندهای سیاست های کلی اصلاح الگوی مصرف پیش بینی شده است. باید توجه داشت تا زمانی که این الگو و اهداف تربیتی آن از طریق نهادهای اثرگذار و فرهنگ سازی چون آموزش و پرورش و رسانه ها منتقل نشود، نارسایی های فعلی کشور مرتفع نخواهد شد و لازم است که تمام افراد جامعه به ویژه نسل آینده ساز کشور، با برنامه ای دقیق و هدف مند نسبت به الگوی صحیح مصرف در زمینه های گوناگون آشنا شوند و این عزم مسئله عزم جدی مسئولان امر در دولت و رسانه ها را طلب      می کند. اقتصاد مقاومتی جهت اجرا قدم های بلند می خواهد، تکیه این  قدم های بلند بر دو بازوی توان مند فرهنگ و علم است که هر دو این شاخص های نرم افزاری در مجموعه آموزش و پرورش است. تلاش، فعالیت، احترام به حقوق دیگران، متکی به توان داخلی و استفاده از ظرفیت های درونی در راستای جبران وابستگی ها، زمینه ساز تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور هستند. مدیریت منابع درون سازمانی و برون سازمانی لازمه تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در آموزش و پرورش است. در واقع تبیین وظایف و مسئولیت‌های آموزش و پرورش و نهاد مدرسه در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی نقشی محوری در شکل دادن به باور‌ و خواست ملت در ضرورت پیگیری و تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان تنها راه کار ادامه حیات اقتصادی کشور در دنیای پر آشوب کنونی است. در فرایند حرکتی از سمت یک فرهنگ نامطلوب به سمت مطلوب، تمامی متولیان فرهنگی جامعه به سهم خود مسئول بوده و به همان اندازه که  فضای ذهنی، مادی و معنوی جامعه را در اختیار دارند می بایست  برای ایشان وظایف و مسئولیت های اجتماعی شناسایی و تعریف گردد. در موضوع بستر سازی فرهنگ اقتصاد مقاومتی در جامعه تغییر سبک زندگی با ارائه الگوی اسلامی، ایرانی در بخش اقتصاد مورد نظر است. اما وزارت آموزش و پرورش به دلیل جمعیت کثیری که در مجموعه خود تحت پوشش دارد، بیشترین نقش را می‌تواند داشته باشد. فرهنگ سازی، مطالبه‌گری و آماده‌سازی این مجموعه عظیم برای مصرف درست و استفاده از کالای داخلی، ظرفیت ‌هایی است که در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد. باید با یک حرکت انقلابی و عظیم جامعه را به سمت استفاده از تولیدات داخلی سوق داد تا علاوه بر مصرف صحیح بتوانیم اقتصاد را مقاوم و شکوفا کنیم. باید با تقویت تولید، با اصلاح توزیع و مصرف صحیح، به اقتصاد مقاوم رسید و باید کاری کرد تا بیشتر تولید داخلی مصرف شود. هر چند در این خصوص حرکت‌ های بسیاری صورت گرفته است، اما کافی نیست و وزارت آموزش و پرورش باید در تمامی این مسائل پیشرو باشد. شاخص های اختصاصی اقتصاد مقاومتی باید مرتبط با وظایف سازمانی هر حوزه و در راستای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و اسنادی مانند سند چشم انداز بیست ساله و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باشد. اصلاح فرایند های کاری، ساماندهی و استفاده بهینه از تجهیزات اداری و آموزشی، فضاها و ساختمان ها و تجهیزات، استفاده از انرژی های نو، فرهنگ سازی و آموزش شاخص ها و راه کارهای اقتصاد مقاومتی به کارکنان، معلمان و دانش آموزان و اولیا، همکاری با سایر دستگاه های اجرایی برای ترویج فرهنگ قانون مداری و ترویج توسعه حقوق و رفتارهای شهروندی، مدیریت زمان و اوقات فراغت دانش آموزان، توسعه مشارکت های مردمی، برون سپاری خدمات آموزشی هنرستان های کار دانش، بازنگری و اصلاح برنامه ها و کتب درسی بخشي از اقدامات لازم جهت تحقق اقتصاد مقاومتي است.

 

18- منابع

 

[1] آقا محمدي، ع. (1393). اقتصاد مقاومتی راهی براي تحقق چشم انداز، روزنامه دنیاي اقتصاد، شماره   .2223

 

[2] احمدپور داریانی، م. مقیمی، س، م. (۱۳95). مبنای کارآفرینی. انتشارات نگاه دانش، 446 صفحه.

 

[3] اختری، ع. (1392). اقتصاد مقاومتی:زمینه ها-راه کارها، انتشارات امیرکبیر، 364 صفحه.

 

[4] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 16 / 6 / 89.

 

[5] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 16 / 5 /91.

 

[6] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهوری و اعضای هیئت دولت، 2 / 6 / 91.

 

[7] خانی، ح. (1393). نقش آموزش و پرورش در تجلی اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی، دومین کنفرانس بین المللی مدیریت چالش ها و راه کارها، شیراز، مرکز همایش های علمی همایش نگار.

 

[8] ربیعی، ع. مصادق زاده، ح. (۱۳۹۰). بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی بر کارآفرینی، رفاه اجتماعی، صفحات ۲۲۱- ۱۹۱.

 

[9] سعیدی کیا، م. (1394). کارآفرینی. انتشارات آها. 229 صفحه.

 

[10] سعیدی مهر، ع. (1395). جایگاه آموزش و پرورش و فرهنگ در اقتصاد مقاومتی، خبرگزاری برنا.  کد خبر402174 ، خرداد ماه.  Bornanews.ir

 

[11] شوقی، ب. شفیقی، ف. (۱۳۹۰). آموزش الکترونیکی کارآفرینی و کارآفرینی الکترونیک. اولین همایش ملی آموزش در ایران، برگرفته از http://www.civilica.com/Paper-INCE01-INCE01_127.htm

 

[12] طغیانی، م. مرادی باصیری، ا. (1395). تحلیل انتقادی الگوی متعارف آموزش عمومی سواد مالی از منظر اقتصاد اسلامی، دو فصلنامه علمی-پژوهشی اقتصاد اسلامی، سال هشتم، شماره دوم (پیاپی 16)، بهار و تابستان 1395، صفحات 260-227.

 

[13] طغیانی، مهدی. (1394). درآمدی بر اقتصاد مقاومتی و آموزش و پرورش. 100 صفحه.

 

[14] عبدالملکی، ح. (1393). اقتصاد مقاومتی درآمدی بر مبانی، سیاست‌ها و برنامه عمل، انتشارات بسیج دانشگاه  امام صادق (ع). 328 صفحه.

 

[15] عربیون، ا. عبداله زاده، غ. شریف زاده، ا. محسنی، ا. (۱۳۸۹). شناسایی و اولویت بندی شاخص های تعیین کننده ی کارآفرینی کسب وکارها، توسعه کارآفرینی، (۲) ۸، ۹۷- ۶۵٫.

 

[16] علایی، ح. یارعلی، ن،ا. (1388). مجموعه مقالات هشتمین همایش از سلسله همایش های منطقه ای چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1401، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد.

 

[17] قرآن مجید.

 

[18] محمد زاده، م. عبدی، س،ن. (1395). کتاب گزارش همایش ملی اقتصاد آموزش و پرورش با رویکرد اقتصاد مقاومتی، نشر ضریح آفتاب، 442 صفحه.

 

[19] مردافکن، م. (1393). کارآفرینی در آموزش و پرورش، خانه کارآفرینان ایران.

 

[20] معلمي، س،م. (1391). مفهوم و اصول اقتصاد مقاومتی در آموزه هاي اقتصاد اسلامي، اولین همایش ملي اقتصاد مقاومتي، دانشگاه علم و صنعت، ٢٨ اردیبشت.

 

[21]  مقیمی، م. (1394). کارآفرینی در سازمان های  دولتی تهران: دانشگاه تهران. 307 صفحه.

 

[22] هاشم پور، م،ا. صیادی، عزیزی، م. (1393). اقتصاد مقاومتی سکوی پیشرفت و عدالت: تبیین اقتصاد مقاومتی در بیان مقام معظم رهبری (مدظله)، موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه، 136 صفحه.

 

[23] یزدان پرست، ا. (1393). اقتصاد مقاومتی، اقتصاد مردم محور، مقالات ارسالی به سایت آفتاب،

 

 

 

مقالات

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.